الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )

146

ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )

پس تو اى عمرو ! در آن موقع چه حالى خواهى داشت ؟ عمرو گفت : همانا امر عظيمى مىشنوم ، پس ايمان آورد . « 1 » غمّ قرارها ؛ قرارگاه آن ناپيدا . اين‌گونه در نسخهء مصرى آمده ، و لكن در نسخهء « حد » و « ثم » ، « عمّ » - با عين مهمله - آمده و آن را به كورى تفسير كرده‌اند ؛ يعنى به علت ظلمانى بودنش نتوان در آن راه يافت . و ممكن است تفسير كلمهء « غمّ » - به غين معجمه - به آن‌چه در صحاح آورده است كه يوم غمّ ؛ يعنى روز دم‌گير و تيره از گرما . مظلمة اقطارها ؛ اطرافش تاريك . در صحاح آورده : قطر - به ضم قاف - يعنى جانب و ناحيه و جمع آن اقطار . حامية قدورها ؛ ديگ‌هايش جوشان . وَ أَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ * فَأُمُّهُ هاوِيَةٌ * وَ ما أَدْراكَ ما هِيَهْ * نارٌ حامِيَةٌ ؛ « 2 » و عمل هركس ( بىقدر و ) سبك وزن باشد . جايگاهش در قعر هاويهء جهنم است و چگونه سختى هاويه را تصوّر توانى كرد . هاويه همان آتش سخت سوزنده و گدازنده است . تَصْلى ناراً حامِيَةً * تُسْقى مِنْ عَيْنٍ آنِيَةٍ * لَيْسَ لَهُمْ طَعامٌ إِلَّا مِنْ ضَرِيعٍ * لا يُسْمِنُ وَ لا يُغْنِي مِنْ جُوعٍ ؛ « 3 » و پيوسته در آتش فروزان دوزخ معذّبند و از چشمهء آب گرم جهنم آب نوشند ، و طعامى غير ضريع دوزخ بر آنها نيست كه به آن طعام نه فربه شوند و نه سير گردند . فظيعة أمورها ؛ اوضاعش بسيار دشوار و هراس‌انگيز است . يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ * تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ * قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ واجِفَةٌ * أَبْصارُها خاشِعَةٌ ؛ « 4 » روزى كه ( نفخهء صور الهى ) جهان را بلرزاند ، ( و نفخهء صور ديگر ) از پى آن درآيد در آن روز سخت دل‌ها هراسان شود ، ( مردم از ترس ) چشم‌ها به زير افكنند .

--> ( 1 ) . ارشاد مفيد ، ص 84 . ( 2 ) . قارعه ( 101 ) آيات 8 - 11 . ( 3 ) . غاشيه ( 88 ) آيات 4 - 7 . ( 4 ) . نازعات ( 79 ) آيات 6 - 9 .